ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

22

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

پنجاه سال ، هيجده فرزند آمد ، چون بمردند جهان نود و چهار سال بى پادشاه بود ، تا اوشهنج پيشداد فراز گرفت ، يعنى هوشنگ ، و از گاه كيومرث تا اين وقت دويست و نود و چهار سال و هشت ماه گذشته بود ، و بدين سخن آن مىخواهد كه كيومرث آدم بودست ، ( 14 - ب ) نزد ايشان و اللّه اعلم به . فصل دوم : و اندر تاريخ حمزة الاصفهانى خوانده‌ام ، و در كتابى ديگر از خرافات ، لكن حمزه گويد اين حديث چنانست كه سخن لقمان بن عاد نزديك عرب ، و حديث موخ و بلوقيا [ 1 ] نزديك بنى اسرائيل . اما روايت كند از كتابى ، نقل كرده از آبستاء زردشت شريعت ايشان ، كه ايزد تعالى عمر دنيا از اول تا آخر دوازده هزار سال نهاد ، و عالم سه هزار سال بىآفت بماند بر بالا ، چون به زير فرستادند سه هزار سال ديگر خالى بود از همه بلا ، پس اهرمن پيدا شد و آفتها و منازعت ظاهر گشت ، و اندر هفتم هزار آميختگى پديد آمد ، و اول چيزى از جانور كه موجود شد ، مردى بود و گاوى ، نه از ميان نر و ماده آمده [ 2 ] ، آن مرد را كهومرث [ 3 ] نام بود ، و گاو را ايوداد [ 4 ] ، و مردم كهومرث زنده و گويا ، و مردم [ 5 ] گاو مرده و ناگويا ، و اين مرد اصلى گشت تناسل را ، چون سى سال برآمد بمرد ، و نطفهء از صلب [ وى ] اندر زمين افتاد ، و در بطن زمين چهل سال بماند ، پس دو نبات بر مثال ريواس از آن برآمد ، و بعد مدّتى با جنس مردم بودند ، بيك قامت و ديدار ، و نامشان مشيه و مشيانه [ 6 ] بود . پس با هم جفت گشتند ، و از بعد پنجاه سال فرزند زادند ، و از اول تولّد تا وقت هوشنگ نود و [ سه سال و ] [ 7 ] ( 15 - آ ) شش ماه گذشته بود و اللّه اعلم .

--> [ ( 1 ) ] حمزه : عوج و بلوقيا ص 44 [ ( 2 ) ] يعنى نه از نزديكى مردى و زنى بل بقدرت ايزدى پيدا شده . [ ( 3 ) ] كذا : حمزه ص 44 [ ( 4 ) ] متن ابوداد - حمزه : ابو ذاد ( ص 44 ) بندهشن : ايودات . ( طبع بمبئى ص 20 س 14 ) ايو بكسر الف و سكون ياء مجهول و واو بمعنى نخستين و داد بمعنى خلق . [ ( 5 ) ] مراد از : و مردم ، درين دو جمله معلوم نشد و ظ بايد : و معناى كيومرث يا معناى گاو باشد ، و نيز كيومرث را : حى ناطق ميت . زنده گوياى ميرا ، معنى كرده‌اند : كذا حمزه . [ ( 6 ) ] حمزه : مشه . ابو ريحان : ميشى و ميشانه و يقال لها ايضا ملهى و ملهيانه و يسميهما مجوس اهل خوارزم مرد و مردانه ( آثار الباقيه ص 99 ) ميشاه و هو مهلا و ميشانى و هى مهلينه ( التنبيه و الاشراف مسعودى - ص 93 طبع ليدن ) [ ( 7 ) ] در اصل حك شده . البيرونى گويد : فتقطر حينئذ من صلبه قطرتان فى جبل و امداذ باصطخر و نبت منها شجر تاريباس ظهر عليهما الاعضاء فى اول الشهر التاسع و تمت فى آخره و تانستا و هما ميشى و ميشانه و مكثا خمسين سنة مستغنيين عن الطعام و الشراب . . . الى ان ظهر لهما اهرمن . . الخ ( آثار الباقيه ص 100 ) و در جدول تاريخى خود كه براى جمهور فرس آورده گويد : كيومرث : مدت ملك ( 30 سال ) ميشى و ميشانه و تا مزاوجت و فرزند زادن ( پنجاه سال ) جمعا با مدت كيومرث ( 120 ) و تا هوشنگ ( كه نود و سه سال *